تبلیغات
˙❀‿❀˙ستاره ی کویر˙❀‿❀˙ - عشق بورزید تا به شما عشق بورزند

˙❀‿❀˙ستاره ی کویر˙❀‿❀˙

خلوت دلنشین خیال

درباره من
باران ، تویی
به خاکِ من بزن !
نویسنده : ارمغان
تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392 05:59 ب.ظ
Image result for ‫عشق بورزید‬‎

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.

از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.
روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.
تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند.
 بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوانی در را باز کرد.
پسرک با دیدن دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد


دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.

پسر با آرامش و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .

دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که به ازای نیکی مان پولی نگیریم.»

پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می کنم»

 

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.

پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.

 

دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.

هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.

بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.

لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.

 

سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.

از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.

 

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.

به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.

آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.

 

زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.

مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.

چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:

 

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»

موضوع: آموزنده، داستانک،
برچسب ها: عشق بورزید،
سه شنبه 30 مهر 1392 08:45 ق.ظ
خیلی زیبا و جالب بود گلم
کلی گشتم تا یه عکس به جا و مناسب برای این داستان پیدا کنم اما هنوز موفق نشدم
داستان های کوتاهی که میذاری شدیدا خواننده هاشو جذب کرده
مخصوصا سیما رو
یه وقتایی حس حسادتمو درمیاره این سیما ...
فدات ... مرسی
ارمغان :
مرسی هم تو هم تمام خوانندگان عزیز وب لطف دارین .
خوشحالم که استقبال میشه بی نهایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
بزرگترین هدفی که در سال جدید آرزوشو داری بهش برسی چه جور هدفیه؟





ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif

http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

. http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/freizeit/freizeit_0330.gif